معلم " مبتدی " همواره آموزش می دهد،

معلم " متوسط " فقط نمایش می دهد،

معلم " خوب " به سکوت بسنده می کند،

اما معلم " واقعی " هیچ واکنشی از خود نشان نمی دهد،

او سراسر ، کنش است.


موضوعات مرتبط: سخنان ناب

تاريخ : چهارشنبه ششم آذر 1392 | 17:6 | نویسنده : زهراشفیعی |

هیچ حبابی رنگین تر و ماندگارتر از آنی نیست که

معلم موفقی با نفسش می آفریند

 

لطفا به ادامه ی مطلب بروید...


موضوعات مرتبط: امروز در کلاس

ادامه مطلب
تاريخ : سه شنبه هشتم مهر 1393 | 13:17 | نویسنده : زهراشفیعی |

قصه ی ما مثل شد

" آدم و کلاه "

 

دانلود کنید


موضوعات مرتبط: فیلم وکارتون ، ضرب المثل
برچسب‌ها: انیمیشن

تاريخ : دوشنبه هفتم مهر 1393 | 15:43 | نویسنده : زهراشفیعی |

باران باش و ببار ،اما نپرس پیاله های خالی از آن کیست

 

لطفا برای اطلاع از اوضاع کلاس به ادامه ی مطلب بروید....


موضوعات مرتبط: امروز در کلاس

ادامه مطلب
تاريخ : دوشنبه هفتم مهر 1393 | 15:0 | نویسنده : زهراشفیعی |

چرای کودک ،کلید فلسفه است

 

لطفا به ادامه ی مطلب بروید...


موضوعات مرتبط: امروز در کلاس

ادامه مطلب
تاريخ : یکشنبه ششم مهر 1393 | 16:34 | نویسنده : زهراشفیعی |

ارزشیابی تشخیصی درس ریاضی 

این آزمون امروز ، جهت تعیین سطح کلاس ، برگزار شد

با ذکر صلوات

دانلود کنید


موضوعات مرتبط: نمونه سوالات ریاضی سوم
برچسب‌ها: نمونه سوال ریاضی , تکالیف امتدادی , سوم دبستان

تاريخ : شنبه پنجم مهر 1393 | 21:49 | نویسنده : زهراشفیعی |

پیروزی یعنی توانایی رفتن از یک شکست به شکستی دیگر

بدون از دست دادن اشتیاق

 

برای اطلاع از اوضاع کلاس به ادامه ی مطلب بروید...


موضوعات مرتبط: امروز در کلاس

ادامه مطلب
تاريخ : شنبه پنجم مهر 1393 | 21:10 | نویسنده : زهراشفیعی |

آسان ترین راه از بین بردن افتخارات ، خودستایی است

برای اطلاع از اوضاع کلاس ،به ادامه ی مطلب بروید...


موضوعات مرتبط: امروز در کلاس

ادامه مطلب
تاريخ : چهارشنبه دوم مهر 1393 | 16:17 | نویسنده : زهراشفیعی |

یه روز، صبح جمعه، فاطمه و محمد، همراه بابا و مامان برای تفریح و گردش به پارک رفته بودن. توی پارک، وقتی بچه‌ها، بازی کردنشون تموم شد، پیش مامان و بابا اومدن تا کمی میوه بخورن و استراحت کنن، محمد که خیلی خسته شده بود، دراز کشید و گفت: بابا یه سئوال! ما برای تفریح و شادی هم آداب داریم.؟!

لطفا به ادامه ی مطلب بروید...


موضوعات مرتبط: داستانک ، شعر و قصه

ادامه مطلب
تاريخ : چهارشنبه دوم مهر 1393 | 15:31 | نویسنده : زهراشفیعی |

برای این که خوب زندگی کنی،باید خودت را بالای زندگی نگاه داری،

پس بیاموز که همیشه بالا روی و بیاموز که همیشه به پایین نگاه کنی

لطفا برای اطلاع از اوضاع کلاس ،به ادامه ی مطلب بروید...


موضوعات مرتبط: امروز در کلاس

ادامه مطلب
تاريخ : سه شنبه یکم مهر 1393 | 15:30 | نویسنده : زهراشفیعی |

 

اون روز مادربزرگم خونه ی ما بود. اومده بود تا چند روزی پیش ما بمونه. اون خیلی مهربونه و ما همه خیلی دوستش داریم و بهش احترام می گذاریم. اون روز با اومدن مادربزرگ متوجه ی یکی از اخلاقای بدم شده بودم. شاید بپرسید کدوم اخلاق پس بذارید براتون تعریف کنم.....

لطفا به ادامه ی مطلب بروید...


موضوعات مرتبط: شعر و قصه
برچسب‌ها: داستان

ادامه مطلب
تاريخ : سه شنبه یکم مهر 1393 | 12:1 | نویسنده : زهراشفیعی |



تاريخ : یکشنبه سی ام شهریور 1393 | 10:23 | نویسنده : زهراشفیعی |

کلاس سومی ها سلام !

سلامی به رنگ های زیبای پاییزی!

امروز کلاس سوم من ، مشخص شد و من چه قدر شاد شدم از دیدن این گل های زیبای کلاسم...

در ادامه ی مطلب شما را مهمان می کنم به دیدن تصاویری از این گل های نازنین و نام های زیبای آن ها....

لطفا به ادامه ی مطلب بروید...

 


موضوعات مرتبط: عکس دانش آموزانم

ادامه مطلب
تاريخ : سه شنبه بیست و پنجم شهریور 1393 | 16:7 | نویسنده : زهراشفیعی |
 

پاییز می‌رسد که مرا مبتلا کند

با رنگ‌های تـازه مــرا آشنا کند

پاییز می‌رسد که همانند سال پیش

خود را دوباره در دل قالیچـــه جا کند

او می‌رسد که از پس نه ماه انتظار

راز ِ  درخت  باغچـــه  را  برملا  کند

او قول داده است که امسال از سفر

اندوه‌هــای  تازه  بیــارد ،  خـدا  کند

او می‌رسد که باز هم عاشق کند مرا

او قـول داده است بـه قــولش وفا کند

پاییز عاشق است، وَ راهی نمانده است

جــز این کــه روز و شب بنشیند دعا کند

شاید اثر کند،  وَ خداوندِ فصل ها

یک فصل را بخاطر او جا به جا کند

تقویـم خواست از تو بگیرد بهـــار را

تقدیر خواست راه شما را جدا کند

خش خش ... ، صدای پای خزان است، یک نفر

در  را  بـــه  روی  حضــرت  پاییــــز  وا  کند...


علیرضا بدیع 


موضوعات مرتبط: سخنان ناب ، شعر و قصه
برچسب‌ها: پاییز

تاريخ : یکشنبه بیست و سوم شهریور 1393 | 23:25 | نویسنده : زهراشفیعی |

نقاره ها ز اوج مناره وزیده اند

مردم صدای آمدنت را شنیده اند

زیباتر از همیشه شده آستان تو

آقا! چقدر ریسه برایت کشیده اند

 

*******

 

مگذار مرا دراین هیاهو، آقا / تنها و غریب و سربه زانو آقا 


ای کاش ضمانت دلم را بکنی / تکرار قشنگ بچه آهو آقا

میلاد شمس الشموس، خسرو اقلیم طوس، شاه انیس النفوس، مبارک

 


موضوعات مرتبط: سخنان ناب
برچسب‌ها: میلاد امام رضا , ع

تاريخ : شنبه پانزدهم شهریور 1393 | 11:52 | نویسنده : زهراشفیعی |

مرا هزار امید است و هر هزار تویی

شروع شادی و پایان انتظار تویی

 

بهارها که ز عمرم گذشت و بی‌تو گذشت

چه بود غیر خزان‌ها اگر بهار تویی

 

دلم ز هرچه به غیر از تو  بود خالی ماند

در این سرا تو بمان ای که ماندگار تویی

 

شهاب زودگذر لحظه‌های بوالهوسی است

ستاره‌ای که بخندد به شام تار تویی

 

جهانیان همه گر تشنگان خون من‌اند

چه باک زان‌همه دشمن چو دوست‌دار تویی

 

دلم صراحی لبریز آرزومندی‌ ست

مرا هزار امید است و هر هزار تویی

 

سیمین بهبهانی

 

اللهم عجل لولیک الفرج

 


موضوعات مرتبط: سخنان ناب

تاريخ : جمعه چهاردهم شهریور 1393 | 6:19 | نویسنده : زهراشفیعی |

دلایلی قویتر از تغذیه و ورزش در طول عمر ما!

امام صادق عليه ‏السلام: يَعيشُ النّاسُ بِاِحْسانِهِمْ اَكْثَرَ مِمّا يَعيشونَ بِاَعْمارِهِمْ وَ يَموتون بِذُنوبِهِمْ اَكْثَرَ مِمّا يَموتونَ بِآجالِهِمْ.

امام صادق عليه ‏السلام فرمود: مردم، بيشتر از آن‏كه با عمر خود زندگى كنند، با احسان و نيكوكارى خود زندگى مى‏ كنند و بيشتر از آن‏كه با اجل خود بميرند، بر اثر گناهان خود مى‏ ميرند.


موضوعات مرتبط: سخنان ناب

تاريخ : شنبه هشتم شهریور 1393 | 22:30 | نویسنده : زهراشفیعی |

امروز؛ 31 مرداد ماه ، وبلاگم یک ساله شد

 



تاريخ : جمعه سی و یکم مرداد 1393 | 10:41 | نویسنده : زهراشفیعی |

آبشار شوی یا تله زنگ (Shevi Taleh zang) را شاید بتوان زیباترین آبشار ایران لقب داد. این آبشار از نظر موقعیت جغرافیایی از توابع شهرستان دزفول و استان خوزستان است. هرچند مردم لرستان این آبشار را متعلق به خودشان می‌دانند و با توجه به مسیری که برای رسیدن به آبشار طی می‌شود تاحدودی هم حق دارند.

لطفا به ادامه ی مطلب بروید....

 

 


موضوعات مرتبط: مطالب علمی
برچسب‌ها: گردشگری

ادامه مطلب
تاريخ : شنبه یازدهم مرداد 1393 | 19:51 | نویسنده : زهراشفیعی |

 

یک اتفاق ساده، مرا بی قرار کرد 
باید نشست و یک غزل تازه، کار کرد 

در کوچه می گذشتم و پایم به سنگ خورد 
سنگی که فکر و ذکر دلم را، دچار کرد 

از ذهن من گذشت که با سنگ می شود 
آیا چه کارها که در این روزگار کرد

با سنگ می شود جلوی سیل را گرفت 
طغیان رودهای روان را، مهار کرد 

یا سنگ روی سنگ نهاد و اتاق ساخت 
بی سرپناه ها همه را، خانه دار کرد 

یا می شود که نام کسی را بر آن نوشت 
با ذکر چند فاتحه، سنگ مزار کرد 

یا مثل کودکان شد و از روی شیطنت 
زد شیشه ای شکست و دوید و فرار کرد 

با سنگ مفت می شود اصلاً به لطف بخت 
گنجشک های مفت زیادی شکار کرد 

یا می شود که سنگ کسی را به سینه زد 
جانب از او گرفت و بدان افتخار کرد 

یا سنگ روی یخ شد و القصه خویش را 
در پیش چشم ناکس و کس، شرمسار کرد 

ناگاه بی مقدمه آمد به حرف، سنگ 
این گونه گفت و سخت مرا بی قرار کرد: 

تنها به یک جوان فلسطینی ام بده 
با من ببین که می شود آنگه چه کار کرد!

 

علی فردوسی


موضوعات مرتبط: سخنان ناب ، شعر و قصه
برچسب‌ها: غزه , کودک فلسطینی

تاريخ : جمعه سوم مرداد 1393 | 13:16 | نویسنده : زهراشفیعی |